آبان ماه دخترم
سلام دختر قشنگم
الان که دازم مینویسم شما رو به زور خوابوندم ماشالله انقد کنجکاوی که در عین اینکه خوابت میاد حاضر نیستی چشماتو ببندی و بخوابی
تاره عادت کردی که تا چیزی روی صورتت نباشه نمیخوابی
راستی مراسم شیرخوارگان هم گذشت و منم برات لباس خریده بودم
اما متاسفانه جون تو از شلوغی میترسی و گریه میکنی نشد که بریم
تو خونه لباس رو تنت کردم و جلوی تی وی با هم مراسم گرفتیم

دیگه از اتفاقات این مدت اینکه :
]چند شب پیش دیدیم که گل دخترم داره شست پاشو میخوره و حسابی ملچ و ملوچ میکنه

کلی با بابایی خندیدیم هر کارمیکردیم تو باز دوباره پاتو تو دهنت میکردی
و اینکه دخترم از 27 آبان میگه دددد و انقدر خوشکل برامون دددد دددد میکنه که دلمون آب میشه
و با روروءکش راه میره و حسابی آتیش میسوزونه
قربون دختر فضول و بلام بشم
تازه نگاری عاشق دکی و دالی بازی شده تا باهاش بازی میکنم قهقه میزنه
جیگر طلای من
عزیزم پیشاپیش 6 ماهه شدنت مبارک
و دو شنبه قرار بریم برای واکسنت
ایشالا که اذیت نشی عزیزدلم







آبان ماه دخترم 


